شايد مهمترين نکته ای که از نگاه يک جوان ايرانی و کنجکاو به تحولات دينی جلب نظر کند مساله پوشش و ظاهر غربی در عکس های شريعتی و همسر و خانواده اش باشد. |
تصويرمردی که کلمه بود
شريعتی مرد کلمه بود. نسل جوان انقلاب بيش از آن که او را ديده باشند از او می شنيدند - چرا که نوارهايش دست به دست می چرخيد- و يا از او خوانده بودند. او تنها نويسنده ايرانی در آن سالها بود که تمام آثارش در مجموعه ای بزرگ گرد آوری و چاپ شد. 10 -12 جلدی در همان سالهای نخست انقلاب و بعد تا چند سال بعد که بر مجموعه آثارش هر از چندی جلدی تازه افزوده می شد و نهايتا به 35 جلد بالغ شد.
نسلی که اسلام را پس از انقلاب و در قالب قوانين پوششی خاصی تجربه کرده است از ديدن عکس های شريعتی و همسرش که هيچ فرق عمده ای با عکس های روشنفکران فرانسوی همان سالها ندارد و از بسياری جهات ظاهری مانند ديگر مردم آن سالهای تهران است متعجب خواهد شد. اما اين تفاوت بروشنی تاکيد می کند که اسلام در آن سالها برای شريعتی که مبلغ بزرگ آن بود چيزی ورای مسائل ظاهری بود.
دکتر شريعتی نگاه نو و خاصی به دين اسلام و بويژه مذهب تشيع داشت و بر اساس اين نگاه آرايی مطرح کرد که موافقان و مخالفان فراوان داشته و بحثهای فراوان در نقد اين آرا صورت گرفته است.
شريعتی به روحانيت به عنوان نهاد متولی دين باور نداشت و معتقد بود که قرائتی که روحانيت طی قرنها از دين اسلام ارائه داده و آن را به قرائت رسمی از دين بدل کرده، با شالوده اين دين مغايرتهايی دارد.
گزينه ای از آلبوم آخرين تصاوير

علی شريعتی، همسرش و احسان در پاريس- 1340

با همسر، سارا و سوسن مشهد- 1348

علی شريعتی در حسينيه ارشاد تهران- 1349

در سفر به مصر- 1349

در يک جشن عروسی- 1355

با همسرش- 1355

نامش زنده و راهش همیشه پاینده باد.












